کجا می روم ...
جاده ها منتظرند
من کجا میروم اینگونه شتابان امروز
دیگر اینجا کسی از من نمیخواهد که
بمان
جاده انگار منو فریاد میزنه
میرم از اینور جاده به عبدیت
به سلوک
میگذارم سجده بر دامن دریا و درخت
جاده داره منو فریاد میزنه
برای اومدن دوباره انگار
هنوز از فاصله ها میترسم
ولی باید بروم
جاده اسم منو فریاد میزنه
شایدم دیگه نیام از دل این جاده بیرون
چه کسی میداند
شاید این آخر راه بودن من باشه!
+ نوشته شده در یکشنبه پنجم آبان 1387ساعت 21:37  توسط
|