گناهت را نمی بخشم ...
گناهت را نمي بخشم! تو را با دیگری ديدم که گرم گفتگو بودی
با او آهسته مي رفتی سراپا محو او بودی
صدايت کردم و بر من چو بيگانه نگاه کردی
شکستی عهد ديرينه گناه کردی گناه کردی
گناهت را نمي بخشم! چه شبها را که من تنها به ياد تو سحر کردم
چه عمری را که بيهوده به پای تو هدر کردم
گناهت را نمي بخشم! همين بود آن وفايی را که مي گفتی
همين بود آن صفايی را که مي گفتی
تو که خود اين چنين بودی چرا روزم سياه کردی
سياه کردی سياه کردی.....
گناه کردی گناه کردی.......
+ نوشته شده در پنجشنبه دهم مرداد 1387ساعت 23:26  توسط
|
