اگر می خواهی صد سال زندگی کنی
من میخواهم یکسال از توکمتر زندگی کنم
چون من هرگز نمی تونم بی تونفس بکشم
بگو آخه جرمم چیه که باید اینجور بسوزم ... هیچی نگم داد نزنم لبامو رو هم بدوزم
اگر می خواهی صد سال زندگی کنی
من میخواهم یکسال از توکمتر زندگی کنم
چون من هرگز نمی تونم بی تونفس بکشم
سلام خدااااااااااااااااااااااا
سلام عرض کردم
شاید جوابمو دادی ولی ... شایدم من جواب سلامتو دادم به هر حال
خدایا انگشتمو میبینی دارم اسم مقدستو تایپ میکنم خودم راضیم تو چی؟؟؟؟؟؟؟؟؟
اخه خدا جونم از کجا بفهمم راضی هستی یا نه.
شاید وارد مسائل پیچیده ی فلسفی شدم که درکش سخته اخه میدونی این جملرو خیلیا بهم گفتن
همه اونایی که سراغتو ازشون گرفتم خدا جون چرا این جوریه؟ شاید واسه این که سراغتو
بگیرم بد جایی رفتم.
شاید اصلا نیاز نباشه سراغ کسی برم همین که نگاشون کنم از احوالت با خبر شدم.
راستی خدا جون ناراحت میشی انقد باهات خودمونی حرف میزنم؟ نمی دونم .
اخه خدا جون از کجا بفهمم؟
اون موقه که یه ادمایی رو میبینیم که تو زندگی دارن سختی میکشنو به هر دری که میزنن یه
در بسته ی اهنی سرد بزرگ جلوشون ظاهر میشه انگار یکی تو نا خود اگاهمون میگه این
ادما اصلا از ما نیستن ما اصلا به روز اونا نمی افتیم ولی الان دلم خیلی ره...
نمیدونم از کی ولی حدس میزنم از خودم (ادم منصفیم که تو این جور وقتا خودمو یادم نمیره
مثه خیلی از ادما که پای بخور بخور و چپاول که میاد وسط شخص اول و مهمترینن ولی وقتی
پای گناه کارو مقصر میاد وسط از وجود خودشون انگار از ازل تا حالا بی خبرن)از خودم که
به جای این که با غم و ناراحتی پا به پا برم جلو عین بادکنک سوراخ هر لحظه بی رمق ترم.
از خودم که حالا که ناراحتم حال همه اونایی که ناراحتی کشیدنو درک میکنم نه اون موقه که
نیاز داشتن درکشون کنم.
برام دعا کنین برا همه دعا کنین.